تبلیغات
ایران ، ،تاریخ و فرهنگ ، تات ، تاکستان ، تاتی ، چهره های تات ، هنر - قاجار
ایران ، ،تاریخ و فرهنگ ، تات ، تاکستان ، تاتی ، چهره های تات ، هنر

قاجار

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:سه شنبه 12 آبان 1394-08:03 ق.ظ

قاجار ، نام دودمانی است که از ۱۷۹۴ تا ۱۹۲۵ م. /  1209 تا 1345 ق. /  1128تا 1173 خ.  بر ایران فرمان روایی کرد.

قاجارها  ، قبیله‌ای از ترکمان‌های منطقه استرآباد (گرگان) بودند.

ایشان تبار خود را به کسی به نام قاجار نویان می‌رساندند که از سرداران چنگیز بود.

نام این قبیله ریشه در عبارت آقاجر به معنای جنگجوی جنگل دارد.

در روایتی دیگر  واژه ی قاجار را بر گرفته از قچر یا قاچر  گرفته اند  که به معنای گریزان ،دونده  و جنگجوی دونده  آمده است.

پس از حمله مغول به ایران و میان رودان ، قاجارها نیز به همراه چند طایفه ترکمان و تاتار دیگر به شام کوچیدند.

هنگامی که تیمور گورکانی به این نقطه تاخت ، قاجارها و دیگر کوچندگان را به بند کشید و سرانجام آنها را به خانقاه صفوی در آذرآبادگان بخشید.

پس از آن قاجارها یکی از سازندگان سپاه قزلباش شدند.

در زمان محمد حسن خان قاجار وفرزندش ، آغا محمد خان قاجار این طایفه به دو قبیله اشاقه باش( پایین رود ) و یوخاری باش ( بالا ی رود) تقسیم شده بود و آقا محمد خان موفق گردید این دو قبیله را با هم متحد کرده و نیروی نظامی خود را استحکام بخشد.

به نقل از برخی منابع تاریخی ، مادربزرگ آغا محمد خان  ،بیوه شاه سلطان حسین صفوی بودکه در هنگام حمله محمود افغان به اصفهان از وی باردار بود .

بدلیل علاقه زیاد شاه سلطان حسین به وی، برای جلوگیری از اسارت او بدست افغانها، توسط سران قزلباش فراری داده شد . او بعد از قتل شاه سلطان حسین به زوجیت پدر بزرگ آقا محمد خان درآمد.

بنا به این روایت پدر آقا محمد خان، محمد حسن خان قاجار، در اصل فرزند شاه سلطان حسین صفوی بوده‌است و به همین دلیل ارتباط نزدیک و پایداری بین بازماندگان سلسله صفوی و شاهان دوره قاجاریه وجود داشته‌است !

ایران در زمان این سلسله با دنیای غرب آَشنا گردید.

اولین کارخانه‌های تولید انبوه، تولید الکتریسیته، چاپخانه، تلگراف، تلفن، چراغ برق، شهرسازی مدرن، راه سازی مدرن، خط آهن، سالن اپرا (که بعدا به سالن تعذیه تغییر کاربری داد)، مدارس فنی به روش مدرن      (  دارالفنون که به همت امیر کبیر تأسیس گردید)، و اعزام اولین گروه‌ها از دانشجویان ایرانی به اروپا جهت تحصیل در شاخه‌های طب و مهندسی در زمان این سلسله صورت پذیرفت.

بازسازی ارتش ایران با روش مشق و تجهیز آنها به سلاح های مدرن اروپایی نیز از زمان فتحعلی شاه قاجار - در قرار داد نظامی اش با ناپلئون امپراتور فرانسه آغاز شد.

در زمان این سلسه و بعد کشمکش بسیار بین شاهان قاجار و آزادی خواهان، سرانجام ایران دارای مجلس (پارلمان) شد و بخشی از قدرت شاه به مجلس واگذار گردید.

در زمان این سلسله حکومت های معتدد استانی بر مناطق مختلف سرزمین ایران با جنگ یا مصالحه از میان رفتند و جای خود را به سیستمی فدرالی با تبعیت از دولت مرکزی دادند و «کشور» ایران دوباره زیر یک پرچم شکل گرفت. رنگ ها و ترتیب آنها در پرچم کنونی ایران از زمان این سلسله بیادگار مانده‌است.

این سلسله سرانجام با کودتای نظامی رضاخان (رضا شاه) در سال ۱۹۲۱ قدرت را از دست داد بدون خونریزی قدرت را به حاکم جدید سپرد.

رضا شاه پس از به سلطنت رسیدن بسیاری از وزرا و سفرای دولت قاجاریه را که غالبا از وابستگان خاندان قاجار بودند، به استخدام درآورد که این ارتباط حرفه‌ای تا پایان سلطنت محمد رضا شاه (فرزند رضا شاه) نیز ادامه یافت.

شاهان قاجار :

1.آغا محمدخان قاجار

2.فتحعلی شاه

3.محمد شاه

4.ناصرالدین شاه

5.مظفرالدین شاه

6.محمدعلی شاه

7.احمد شاه

 

 آغا محمد خان:

آغامحمد خان فرزند محمد حسن خان قاجار و او نیز فرزند فتحعلی خان فرزند شاهقلی خان فرزند جهانسوزخان بود.

مازندران و بارفروش (بابل امروزی) مرکز حکمرانی محمدحسن خان بود و فتحعلی خان حاکم گرگان و در استرآباد حکومت می‌کرد.

اینان شیعه مذهب بودند. نادرقلی خان (نادر شاه ) پس از کشتن فتح علی خان رقیب سرسخت خویش در خواجه ربیع طوس و با سعی و تلاش خویش به مقام شاهنشاهی رسید.

 قدرت یافتن دودمان قاجار به عهد صفوی و شاه عباس کبیر برمی‌گردد؛

ابتدا در شمال رود ارس ساکن بودند و در آن زمان بدلیل کمک‌های بزرگی که به دربار صفوی می‌نمودند، قدرت بیشتری یافتند .

سپس دسته‌ای از آنان در غرب استرآباد و در دشت گرگان سکنی گزیدند.

نادر شاه افشار در زمان حکومتش برای جلوگیری از به قدرت رسیدن محمد حسن خان که در هنگام قتل پدر ۱۲ سال بیش نداشت ، یوخاری‌باش‌ را که ساکنین بالادست رود گرگان بودند را به حکمرانی منسوب کرد تا بدین ترتیب با ایجاد شکاف و اختلاف میان طوایف قاجار نگران ناآرامی‌های داخلی نگردد و اشاقه‌باش‌ها زیر نظر حکومت ایشان گردند.

در همان ۶ سالگی برای اولین بار وارد میدان جنگ گردید؛

آن موقع برابر زمانی بود که نادر و فرزندانش به قتل رسیده بودند و شاهرخ علی رغم میل باطنی اش برای به دست گرفتن قدرت تلاش می‌کرد.

در آن جنگ مقابل قبیله یوخاری باش‌ها بسیار مردانه جنگید و همین باعث گردید تا فرماندهی بخشی از قشون با وی باشد ؟ ! ! !

پس از آن شاهرخ طرح دوستی با محمدحسن خان بست.

با همکاری حاکم طبس ابراهیم خان را برکنار شدو شاهرخ به سلطنت رسید.

هرچند اندکی پس از ان شاهرخ شاه به دست دشمنانش نابینا گشت .

آغا محمد خان در سن یازده سالگی ، بدلیل اینکه چهره جذابی داشت ،توسط خواجگان حرمسرای عادلشاه حاکم مشهد در حال معاشقه با دختر و یکی از همسران وی دیده شد.

بدستور عادلشاه که از بستگان نادر شاه بود (بروایتی برادرزاده نادر شاه بود) اخته گردید.


چندی بعد محمد حسن خان سپاهی مجهز و بانظم ترتیب داد و به جنگ با کریم خان زند پرداخت.

در جنگ های اولیه پیروزی با قجری‌ها گشت. اما در اثر اختلافات داخلی میان آنان محمدحسن خان شکست خورد و در حال عقب نشینی توسط برخی سرداران خود کشته شد.

پس از آن خواهرانش را به شیراز فرستادند و یکی از آنان به عقد کریم خان درآمد.

آغا محمد خان با همیاری حسینقلی خان پس از درگذشت پدرشان دست به جنگ‌های پارتیزانی زدند ولی این‌ها برای کریم خان چندان ویژه نبود تا آن که خراج آن سال استرآباد بدستور آقامحمدخان مورد سرقت واقع گشت.

همین امر سبب جنگ میان فرستادگان کریم خان زند و او شد که در نهایت دستگیر گشت و به تهران بردند و کریم خان همینکه فهمید او دیگر خواجه است و بر اساس فرهنگ آن زمان هیچ کس برای یک خواجه ارزشی قایل تمی باشد،امر کرد تا به تحصیل ذخیره آخرت بپردازد و از جاه طلبی دست بردارد.

پس از آن به شیراز منتقل شد و در اسارت به سر می‌برد. هرچند که به گفته بسیاری از مورخین (از جمله عضدالدوله برادرزاده آقامحمدخان)کریمخان با وی با احترام و محبت رفتار میکرد و او را پیران ویسه خطاب مینمود و در کارها با وی مشورت میکرد.

در همین زمان برادرآقامحمد خان ،حسینقلی خان جهانسوز در شمال ایران دست به یاغی گری زد. آقامحمدخان که می دانست از سوی کریم خان مواخذه خواهد شد از بیم جان خویش در حرم حضرت شاهچراغ بست نشست.

  کریم خان بوساطت اطرافیان خود او را مورد عفو قرار داد.

آقا محمد خان در ۱۳ صفر سال ۱۱۹۳  قمری (روز درگذشت کریم خان)، هنگامی که در باغ‌های اطراف شیراز به شکار مشغول بود، همینکه عمه‌اش او را از مرگ شاه زند آگاه ساخت، فرار کرد و به شتاب خود را به تهران رسانید و در ورامین مدعی سلطنت بر ایران گشت.

سپس به ساری و استرآباد رفت و با کمک سران اشاقه‌باش، براندازی زندیه و رسیدن به قدرت را طراحی نمود و ولایات گرگان و مازندران و گیلان را تحت حکمرانی خویش قرار داد.

وی در این زمان برای مطیع کردن برادران خود به جنگ با آنان پرداخت و حتی یکبار تا پای مرگ رفت ولی سرانجام در بندپی نجات یافت و به ساری آمد و تاج سلطنتی را که توسط زرگران ساری ساخته گشت را بر سر نهاد. پایتخت خود را ساری  برگزید و جشن نوروز را به دستور وی با تشریفات برگذار نمودند.

پس از تسخیر شمال ایران بر آذربایجان و کرمانشاهان نیز دست یافت.

سپاه قاجار در کرمانشاه از تجاوز به ناموس مردم نیز خودداری نکردند.

در آذربایجان نیز به قول نویسنده کتاب مآثر سلطانیه (عبدالرزاق دنبلی) شهر سراب را به یک حمله در آتش سوزانید.

این در حالی بود که ابوالفتح خان پسر کریم خان مایل به حکومت نبود و سرانجام عمویش بر مدعیان چیره گشت. ولی عمر حکمرانی زکی خان زند نیز کوناه بود و حکومت زندیه در جنگ و ستیز مبان شاهزادگان زند قرار گرفت.

  سرانجام لطف علی خان زند با همیاری حاج ایراهیم خان کلانتر شیرازی بر تخت سلطنت نشست.

آقا محمد خان که هیچگاه خاطرات تلخی را که از کریم خان بهمراه داشت، از یاد نمی‌برد، از آن زمان به مدت ۱۵ سال با لطفعلی خان زند که جوان بود و شجاع ، به جنگ و تعقیب و گریز پرداخت.

مهم‌ترین این نبردها، جنگ باباخان برادرزاده آقا محمدخان در سمیرم و محاصره شیراز و پس از آن محاصره طولانی کرمان در سال ۱۲۰۸  قمری است .

در این جنگ ها لطفعلی خان مقاومت زیادی از خود نشان داد اما وزیر وی حاج ابراهیم خان کلانتر بوی خیانت نمود و باعث پیروزی آقامحمدخان شد..

در اواخر تابستان همان سال قشون آقا محمد خان به کرمان نزدیک گشت.

همه مردم کرمان بر آن عقیده بودند که قشون شاه قاجار در سرمای زمستان کرمان دوام نخواهد آورد و سرانجام مجبور به ترک آن دیار خواهند شد .

برای همین هر شب بر بالای دیوار و برج های شهر  کرمان، مردم شعر می‌خواندند و فحش‌های رکیکی نسبت به شاه قجر خطاب می‌دادند و او را مورد تمسخر قرار می‌دادند .

این فحش‌ها خان قاجار را خشمگین تر کرد. وی روزها از ببرون دروازه شهر مردم را تهدید می‌کرد که در صورتی که به این کار ادامه دهند، حمله سختی به آن شهر خواهد کرد و دیگر مثل بار قبل نخواهد بود.

آقا محمد خان چنان به خشم آمد که پس از نفوذ به شهر که بر اثر خیانت تعدادی از نگهبانان روی داد،دستور داد که کوهی بلند از چشمان مردم کرمان پیش روی وی بسازند.

بدستور وی تمام مردان شهر کور شدند و بیست هزار جفت چشم بوسیله سپاه قاجار تقدیم خان شد.

سر پرسی سایکس این تعداد را هفتادهزار جفت می خواند.

همچنین آغامحمدخان سربازان خود را در تجاوز به زنان شهر آزاد گذاشت و جنایتی عظیم را رقم زد.

اموال مردم به تاراج برده شد و حتی کودکان نیز به اسارت گرفته شدند.

 لطفعلی خان زند به بم فرار کرد و قصد عزیمت به سیستان و بلوچستان را داشت ولی با خیانت حاکم بم دستگیر شد و در راین به فرستادگان آقامحمدخان تحویل داده شد و شاه قاجار او را به بدترین شکنجه‌ها عذاب داد.

تا بدانجا که پاهای لطفعلی خان را به یک سر طناب و سر دیگر را به اسبی بست و تا بخشی از مسیر کرمان به شیراز آن را بروی مسیر بیابانی و ماسه‌های داغ کشاند .

پس از آن در تهران به زندگی لطفعلی خان خاتمه داد و وعده خود به لطفعلی خان را عملی ساخت و سرانجام وی را در امامزاده زید تهران دفن کردند.

او پس از قتح کامل جنوب ایران در واقع مقر حکمرانی خویش را در تهران نهاد، در حالیکه پایتخت وی هنوز ساری بود؛او مهاجرین بسیاری را در آن شهر اسکان نهاد .

به امر وی کلیمیان مقیم تهران اجازه ساخت کنیسه و ارامنه نیز توانستند با آسودگی خاطر نسبت به تجدید بنای کلیساهای خود اقدام نمایند.

همچنین موبدکده و آتشکده برای زرتشتیان . پایگاه نظامی قوی در سواحل رود کن احداث نمود و دروازه‌های تهران خصوصا دروازه دولاب را مرمت کرد

سپس با سپاهی گسترده عازم قفقاز گشت تا حاکمان آنجا را مطیع خویش سازد.

در آنجا با مقاومت سرسختانه ابراهیم خلیل خان جوانشیر حاکم شوشی مواجه شد و سرانجام دست از محاصره این شهر برداشت و به تفلیس رفت.

هراکلیوس حاکم تفلیس شهر را رها کرده و گریخت.  آغامحمدخان دستور ویران کردن قسمتی از شهر و قتل عام مردم داد و باردیگر سربازان وی در این شهر بدستور او به تجاوز به ناموس مردم دست زدند.

تمام کلیساهای شهر ویران شد و روحانیون مسیحی دست بسته به رود ارس انداخته شدند.

در نهایت آغا محمد خان با پانزده هزار تن از دختران و حتی پسران شهر که آنان را به اسارت گرفته بود به تهران بازگشت. اینان برای سواستفاده جنسی و نیز برای بردگی به ثروتمندان فروخته شدند .

بعد ار آن به خراسان لشکر کشید و شاهرخ ، پسر نادر را که کور و پیر بود به همراه همه درباریانش به قتل رسانید تا انتقام کشتن فتحعلی‌خان را بگیرد.

خان قاجار برای افشای محل جواهراتی که نادر از هند آورده بود ، شاهرخ را به حدی شکنجه کرد که وی در زیر این شکنجه‌ها جان سپرد.

آغامحمدخان پس از کشف محل جواهرات نادر، آنان را روی سفره گسترد و از شدت عشق به طلا و جواهر، بر آنان غلتید.

 سپس لشکرکشی به بخارا را قصد نمود که خبردار شد از جانب روس‌ها دیگر خطری نیست.

برای همین حاکمان طرفدار روس آن دیار را سرکوب کرد و مرو را آزاد کرد و ازبکان را وادار به عقب نشینی نمود و بخارا را تحت الحمایه دولت ایران قرار داد و چون مردم آن دیار با وی مخالفتی نداشتند به آنان آزاری نرساند

. پس از آن به دستور وی گروهی را به منظور تعقیب نادرقلی  پسرشاهرخ به هرات فرستاد و پس از آن تا کابل پیش رفتند ولی نادرقلی در کوه‌های هیمالیا در افغانستان مکان خود را تغییر می‌داد. سرانجام از تعقیب وی دست برداشتند و بلخ را از حاکم کابل به بهای ۵۰۰ هزار سکه طلا خریداری نمودند؛

این کار آغا محمد خان چندین هدف را دنبال می‌کرد که مهم‌ترین و دراز مدت‌ترین آنها جلب حمایت حاکم کابل برای حمله به هندوستان بود و افغانستان را نیز تحت حمایت دولت ایران قرار داد.

او به ساری برگشت و در عمارت زمستانی خود واقع در پشت مسجد شاه غازی (که اکنون اثری از آن باقی نیست)، گنجینه‌های باقی‌مانده از دوران افشاریه - که نادر با خود از هند آورده بود و باعث ثروتمندی بسیاری از فرماندهان و نوادگان او شد ،را پنهان کرد.

در همین زمان قفقاز به اشغال روسیه در آمد. خان قاجار برای سرکوب آنان عازم قفقاز شد اما هنوز به آنجا نرسیده بود که تزار روس کشته شدو جانشین وی به سپاهیان خود دستور مراجعت داد.

آغامحمدخان که از این مسئله سخت شادمان گردیده بود، تصمیم گرفت که در قفقاز به تصرف شهر شوشی بپردازد که در حمله اول به دست وی نیفتاده بود.

شهر شوشی پس از مدتی مقاومت در اثر اختلافات داخلی تسلیم شد ولی در حالی که از فتح بدون خون ریزی شوشی در قراباغ آذربایجان ۳ روز بیشتر نمی‌گذشت ،در بامداد ۲۱ ذی‌الحجه، ۱۲۱۱قمری بدست صادق نهاوندی و دو تن از همدستانش به قتل رسید .

از آنجا که در آن زمان پیکر بزرگان را در عتبات عالیات بخاک می سپردند، وی را نیز به نجف اشرف بردند و در جوار آرامگاه امام اول شیعیان به خاک سپاردند.

در مورد علت مرگ وی گفته شده که خان قاجار به تعدادی از نوکران خود بدلیل یک نافرمانی جزئی قول داد که فردا اعدامشان خواهد کرد. اما در آن شب آزادشان گذاشت که آنان نیز بر وی حمله کرده و وی را کشتند .

آغا محمد خان، مردی میانه اندام در مدت عمر خویش به عرق النساء؛ رماتیس؛ فشار خون مبتلا بود و یک بار در سال ۱۲۰۵  قمری در سراب سکته کرد ولی با تجویز دکترها زنده ماند؛ گویند در جوانی نیز یک مورد وبا خفیف در او ظاهر گشت؛

رسم جنگ آوری را از پدر و رسم اقتصادی را از مادر فرا گرفت و در تمام عمر حتی یک لحظه سر از کتاب بر نداشت .به طوری که دشمنان وی پخش کردند که از بس که بیکار بود همیشه در حال مطالعه بود  ؟ !

در حالی که این چنین نیست و حتی در ستیزها کتاب خانه خویش را با خود می‌برد و در شب آخر نیز تا پاسی از شب مشغول شنیدن مندرجات کتاب از زبان کتاب خوانش بود.

آغا محمد خان پس از آشنایی با تاریخ ایران ، چنگیز و تیمور را بسیار پسندید و تصمیم گرفت که راه آنها را ادامه دهد.

وی عکس چنگیز خان مغول را در بالای تخت خود و عکس امیر تیمور گورکانی را در مقابل خود نصب کرده بود. او گفته بود که استبداد شومی را پایه ریزی خواهد کرد که نظیر نداشته باشد و هر طغیانی را به شدت سرکوب خواهد کرد و کوچکترین تجاوز به مقام سلطنت را بی رحمانه کیفر خواهد داد.

آغا محمد خان مردی رشید و مقتدر، شجاع و سیاس بود. اما در عین حال بسیار بی رحم و بی انصاف، خونریز و ستمکار بود.

در طول عمر خود حرفی نزد که به آن عمل نکند. تا کار به تدبیر بر می‌آمد دست به شمشیر نمی‌برد. پشتکار و جدیتی تمام داشت. بسیار خسیس و مال اندوز می‌بود و در فرمانروایی بی‌همتا بود.

برخی بر این باورند که وی به چند زبان زنده دنیا آشنایی داشت . او به ترکی، فارسی ، عربی تسلط کامل داشت و فرانسوی و روسی را توسط بازرگانان فرانسه و روسیه آموخت؛

وی فردی متعصب و خشک مذهب بود و با روحانیون دینی به نیکی رفتار میکرد. گویند قران را ازبر بود ،صاحب رساله و فتوا بود. حتی در جنگ روزه خویش را باز نمی کرد و....

شب ها علیرغم خستگی و کار زیاد نماز شبش فراموش نمی‌شد. علی رغم اخته بودن در حرمسرای وی زن هایی زیادی بودند و نام برجسته‌ترین آن‌ها مریم خانم و گلبانو خانم بود.

همچنین علاقه فراوانی به گنج و ثروت داشت ؛ وی در ۱۷ سالگی پدر خویش را از دست داد و پس از آن در شیراز با محدودیت فراوانی روبرو بود.

گویند : زمانی که آغا محمد خان قاجار شهر کرمان را در محاصره داشت سربازی که یکبار جان وی را نجات داده بود به او خیلی نگاه می کرد و گویا با نگاه خود می خواست که آن ماجرا را به یاد خان بیاورد.

آغا محمد خان نیز دستور داد تا چشم‌های او را در بیاورند ! !

نقل است : روزی اندکی بعد از تاجگذاری، آغا محمد خان قاجار آماده می‌شد که با فتحعلی خان از سربازان مازندرانی سان ببیند... ناگهان یکی از افسران حاضر، در برابر شاه تعظیم بلندی کرد ... و مدتی در گوشی با وی صحبت داشت...

پس از چند لحظه آغا محمد خان اظهار درد کرد و رنگ پریدگی مرده وار سیمایش مویّد اظهارش بود. یکی از وزیران را به مرخص کردن سربازان برگماشت زیرا که حال سان دیدن نداشت.

همین که مجلس خالی شد، تغییر حالت داد ولیعهد و نزدیکان حاضر را روانه اتاق های دیگر کرد و فرمانده قره چوخاها را خواست و دو ساعت تمام با وی گفتگو کرد...

در آن میان افسرانی را برای بازجویی به درون تالار می‌آوردند فتحعلی خان در دیوانخانه مجاور منتظر دستورهای عموی خود بود.

سرانجام برادر زاده را نزد خود خواند و گفت:

افسری که زیر گوشی با من صحبت می کرد یکی از رفیقان خود را متهم می‌کرد که قصد دارد شاه را بکشد...

من هم در این دو ساعت بازجویی دقیق کردم تا معلوم شد که مدعی با افسر متهم دشمنی شخصی داشته و اتهام را سراپا از خود ساخته است...

حالا پسر جان تو که روزی به پادشاهی خواهی رسید بگو ببینم به عقیده تو چه باید کرد؟

جوانک با شور ساده لوحانه‌ای گفت:

باید مفتری را تنبیه کرد و کسی را که به او بهتان بسته اند، پاداش داد.

آغامحمدخان گفت:

به این ترتیب تو دستوری می دادی که از نظر عدالت انسانی معقول و منطقی بود ولی فرمانی نبود که در شان پادشاه باشد. باز هم برو بیرون و منتظر دستور من باش...


ساعتی بعد فتحعلی خان را به تالاری که شاه در آنجا بود خواندند.

وی چیزی در آنجا دید که از نفرت و وحشت خون در رگ هایش بند آمد...

نعش چند افسر را در آنجا دید و در آن میان، مفتری، متهم و همه کسانی را که به عنوان گواه بازپرسی شده بودند، بازشناخت.

شاه گفت من دچار اشتباه شدم که دو طرف را رویاروی کردم.

روی اینگونه چیزها نباید بحث شود، زیرا که شایسته نیست در میان اطرافیان شاه ...کسانی آمد و شد داشته باشند که امکان شاه کشی به گوششان خورده است...

من برای جبران اشتباهی که کردم چاره‌ای نداشتم جز آنکه بدهم همه کسانی را که به هر عنوان، پایشان به این قضیه کشانیده شده بود، خفه کنند ! ! !


فتحعلی شاه :


 دومین شاه از دودمان قاجار بود که از ۱۷۹۷ تا ۱۸۳۴ میلادی فرمانروایی کرد.

وی فرزند حسین‌قلی‌خان برادر جوانتر آغامحمدخان قاجار بود.

پس از کشته شدن عمویش، فتحعلی شاه به پادشاهی رسید.

لقب او سلطان صاحبقران بود چرا که بیش از بیست و پنج سال شاهی کرد. زیرا در آن روزگار 25 سال را هم قرن می‌‌دانستند. !

نام اصلی فتحعلی،خان بابا خان بود، ولی به هنگام تاجگذاری نام فتحعلی را که نام نیای خود فتحعلی خان قاجار بود برای خود برگزید.

جنگ‌های ایران و روسیه در دوره قاجار که به جدا شدن سرزمین های قفقاز از ایران انجامید ،در زمان این پادشاه رخ داد.

می‌توان گفت که روند پاره پاره شدن خاک ایران با پادشاهی او آغاز شد.

ولیعهد او پسرش عباس میرزا بود که در این جنگ ها از خود دلاوری نشان داد.

ولی عباس میرزا پیش از فتحعلی شاه مرد؛پس پسر او محمد میرزا ولیعهد شد که پس از مرگ فتحعلی شاه با نام محمد شاه برتخت نشست.

گفته می‌شود که  : فتحعلی شاه ۱۵۸ همسر و ۲۶۰ فرزند داشته است.


محمد شاه:


 محمد نوهٔ فتحعلی شاه و فرزند عباس میرزا بود.

وی سومین شاه از دودمان قاجار بود.

فتحعلی شاه با اینکه فرزندان بسیاری داشت ولی برای مهر فراوانی که به عباس میرزا داشت پس از مرگش پسرش را ولیعهد خواند.

محمد شاه در تاریخ قاجار شاه گمنام و کم اهمیتی است.

پیش زمینه جدا شدن افغانستان از ایران در روزگار او رخ می‌‌نمود.

پس از او پسرش ناصرالدین میرزا و ناصرالدین شاه آینده بر تخت نشست.

مهد علیا همسر محمد شاه و مادر ناصرالدین شاه در روزگار پادشاهی پسرش به نفوذ بالایی در کارهای کشور دست یافت.

مرگ محمد شاه به دلیل بیماری نقرس بود.


ناصرالدین‌شاه:


 ناصر الدین شاه معروف به سلطان صاحبقران و بعد شاه شهید ، از شاهان دودمان قاجار ایران بود.

وی در سال 1247 قمری در تبریز بدنیا آمد. مادر او مهد علیا نام داشت.

خبر درگذشت پدرش محمدشاه را در سال ۱۸۴۹ میلادی هنگامی که در تبریز بود ، شنید.

سپس به یاری امیرکبیر به پادشاهی رسید و بر تخت طاووس نشست.

برای بازپس‌گیری مناطق شرقی ایران از دست انگلیس‌ها، به‌ویژه منطقه هرات کوشش کرد ولی پس از تهدید و حمله انگلیسی‌ها به بوشهر ناچار به واپس‌نشینی شد.

نخستین بار در 1873 میلادی به اروپا سفر کرد.

او نخستین پادشاه ایران بعد از اسلام بود که به اروپا مسافرت کرد.

آوردن دوربین عکاسی به ایران از جمله کارهای اوست.

در آستانه مراسم پنجاهمین سال تاجگذاری در سال 1313 قمری به دست میرزا رضای کرمانی در حرم شاه عبدالعظیم ترور شد.


مظفرالدین ‌شاه: 


او پنجمین پادشاه ایران از دودمان قاجار بود.

او پس از کشته شدن پدرش ناصرالدین ‌شاه،و پس از نزدیک به پنجاه سال ولیعهد بودن،شاه شد و از تبریز به تهران آمد.

او نیز مانند ناصرالدین‌ شاه چند بار با وام گرفتن از کشورهای خارجی به سفرهای اروپایی رفت.

در جریان جنبش مشروطه برخلاف کوشش‌های صدراعظم هایش میرزا علی اصغرخان امین السلطان (اتابک اعظم) و عین‌الدوله، با مشروطیت موافقت کرد و فرمان مشروطیت را امضا کرد.

او ده روز پس از امضای فرمان مشروطیت درگذشت.

وی فردی بیمار بود و به این دلیل اداره امور کشور را به عین الدوله صدراعظم خود داد.


محمدعلی شاه:


 ششمین پادشاه از دودمان قاجار در ایران بود و در 1285  خورشیدی به حکومت رسید.

او فرزند مظفرالدین شاه قاجار بود.

  او مخالف  با مشروطه بود که پدرش پیش از مرگ آن را پذیرفته بود. این رویداد که بدان خُرده خودکامگی یا استبداد صغیر می‌‌گویند به خونریزی بسیاری انجامید .

سرانجام محمدعلی شاه هم تاج و تخت خود را بر سر این خودکامگی اش باخت.

او پس از به توپ بستن مجلس با فشارهای داخلی و خارجی مجبور به ترک ایران شد.

پس از وی پسرش احمد شاه در سنین کودکی به عنوان شاه انتخاب شد  !


احمدشاه:

 احمد شاه آخرین پادشاه ایران از دودمان قاجار بود.

او پس از فتح تهران و خلع پدرش محمدعلی‌شاه، در 12 سالگی به سلطنت رسید.

تا رسیدن او به سن بلوغ  ،ابتدا عضدالملک و سپس ناصرالملک نایب‌السلطنه بودند.

اندکی پس از کودتای اسفند ۱۲۹۹ و قدرت گرفتن سردار سپه به اروپا رفت.

پس از آنکه سردار سپه به وفاداری به شاه سوگند خورد باز به ایران برگشت .

او بیش از هرچیز نگران وضع خود بود و به احوال مملکت چندان وقعی نمی‌نهاد.

مهمترین دغدغه‌اش حفظ مقرریی بود که از انگلستان دریافت می‌کرد.

سرانجام با قدرت گرفتن سردار سپه و تحمیل خود به احمد شاه به عنوان نخست وزیر و وخامت اوضاع احمد  شاه باز به اروپا رفت.

هنگامی که آن‌جا بود با رای مجلس موسسانی که سردار سپه ترتیب داده بود ، دودمان قاجار منقرض شد.

او در محله نوئی در پاریس در گذشت.



نوع مطلب : استان اذربایجان غربی  اردبیل  استان آذر بایجان شرقی  تمدن های باستانی ایران  امام زاده حنفیه تاکستان  دانلود مستند موسیقی تاتی  نوازنده احسان طاهری  قاسم طاهری  بهروز طاهری بیوگرافی  بیوگرافی بهروز طاهری  بهروز طاهری کارگردان  موسیقی  موسیقی تاتی  کتاب تاریخ و فرهنگ تات  انگور  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  انگور درختی دارویی  مستند موسیقی تاتی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
generic viagra india 100mg
یکشنبه 24 شهریور 1398 11:26 ب.ظ
next carpet [url=http://www.viagenupi.com/]generic viagra sales[/url] below nail
never space pfizer viagra 100mg pills for men frequently dad
viagra walgreens price
جمعه 22 شهریور 1398 06:02 ق.ظ
almost respond [url=http://christianlouboutinoutletus.us/]how much
is generic viagra at walmart[/url] yeah definition
enough raw ed pills walmart mainly device
http://viabsbuy.com
پنجشنبه 21 شهریور 1398 04:33 ق.ظ
sector neck http://viabsbuy.com/ elsewhere
planning viagra online thinking
corner [url=http://viabsbuy.com]http://viabsbuy.com[/url] approach
cialis generic
چهارشنبه 20 شهریور 1398 12:23 ب.ظ
suddenly honey fine shirt http://genericalis.com/ essentially leading
aside sock cialis online extremely daughter
wrong warning [url=http://genericalis.com]tadalafil[/url] strongly money
cheapest generic viagra prices online
سه شنبه 19 شهریور 1398 05:24 ب.ظ
forever simple closely world http://www.doctor7online.com/ personally upstairs
between program cheap viagra online usa through soil
new exercise [url=http://www.doctor7online.com/]viagra cheap[/url] perfectly watch
ed pills online
دوشنبه 18 شهریور 1398 01:30 ب.ظ
without inspector [url=http://www.cialij.com/]ed pills online[/url] literally total
fully procedure buy generic ed pills online canada personally break
cialis
دوشنبه 18 شهریور 1398 12:49 ق.ظ
painting priority http://www.cialisle.com/ though
governor buy cialis online roughly
according [url=http://www.cialisle.com/]generic cialis online[/url] moment
cialis prices
یکشنبه 17 شهریور 1398 09:25 ب.ظ
cialis ansia forum [url=http://www.cialislet.com/]cialis usa[/url] cialis plus
puissant viagra.
quest bars cheap
یکشنبه 17 شهریور 1398 05:03 ب.ظ
Pretty great post. I just stumbled upon your weblog and wished to mention that I have really enjoyed
surfing around your blog posts. In any case I will be subscribing to
your feed and I hope you write again soon!
cialis usa
یکشنبه 17 شهریور 1398 09:27 ق.ظ
e http://cialisles.com/ tadalafil 20 mg best price; quickly disfunzione
erettile cialis 5 mg cialis.com and cialis.com;
quest bars cheap
شنبه 16 شهریور 1398 05:11 ب.ظ
I am sure this paragraph has touched all the
internet users, its really really good post on building up new website.
india viagra generic
شنبه 16 شهریور 1398 04:41 ب.ظ
sildenafil longer than 4 hours viacheapusa.com sildenafil and lymphoma
minecraft games
پنجشنبه 14 شهریور 1398 07:04 ق.ظ
Hey there! I realize this is somewhat off-topic however I needed to ask.
Does building a well-established blog like yours require a lot of work?
I'm completely new to writing a blog but I do
write in my diary everyday. I'd like to start a blog so I will be able to share my experience and
views online. Please let me know if you have any kind of recommendations or tips for new aspiring blog owners.
Thankyou!
where can i buy viagra pills online
چهارشنبه 13 شهریور 1398 10:07 ق.ظ
strange female [url=http://www.viagrapid.com/]where to buy viagra online[/url] constantly position
already relative where to buy viagra over the
counter hopefully juice
viagra without doctor prescription usa
چهارشنبه 13 شهریور 1398 03:50 ق.ظ
direct collection [url=http://www.vagragenericaar.org/]viagra prices[/url] initially hang
automatically travel viagra without doctor prescription greatly grab
online cialis
دوشنبه 11 شهریور 1398 01:13 ب.ظ
necessarily hospital [url=http://www.cialisps.com/]buy cealis[/url] normally escape
pray nurse buy generic cealis elsewhere rip
best generic viagra websites
دوشنبه 11 شهریور 1398 08:47 ق.ظ
quite speaker [url=http://oakley-sunglassesformen.us/]canada pharmacy viagra generic[/url] completely script
smooth scale best generic viagra websites naturally branch
quest bars cheap
جمعه 1 شهریور 1398 10:40 ب.ظ
For newest information you have to go to see internet and on web I found this web page as a finest website for
latest updates.
plenty of fish dating site
پنجشنبه 24 مرداد 1398 04:42 ق.ظ
It's an amazing piece of writing for all the web visitors; they will
take benefit from it I am sure.
plenty of fish dating site
چهارشنبه 23 مرداد 1398 06:37 ق.ظ
whoah this blog is fantastic i really like studying
your posts. Stay up the good work! You realize,
lots of people are searching round for this info, you could help them
greatly.
plenty of fish
چهارشنبه 9 مرداد 1398 04:57 ق.ظ
You're so cool! I don't think I've read a single thing like this before.
So nice to discover somebody with a few unique thoughts on this topic.

Seriously.. thank you for starting this up. This web site is something
that is required on the web, someone with a little originality!
plenty of fish dating site
چهارشنبه 2 مرداد 1398 03:03 ق.ظ
Hmm it seems like your blog ate my first comment (it was
extremely long) so I guess I'll just sum it up what
I wrote and say, I'm thoroughly enjoying your blog.
I too am an aspiring blog blogger but I'm still new to everything.
Do you have any tips for rookie blog writers?
I'd certainly appreciate it.
cialis on line
شنبه 1 تیر 1398 02:57 ق.ظ
Howdy! This post couldn't be written any better!
Reading through this post reminds me of my previous roommate!
He constantly kept preaching about this. I'll forward this information to him.
Pretty sure he'll have a great read. Thanks for sharing!
quest bars cheap
شنبه 25 خرداد 1398 01:25 ق.ظ
I'm amazed, I have to admit. Rarely do I come across a blog that's both equally educative and amusing, and let me tell you, you have hit the nail on the head.
The problem is something which too few people are speaking intelligently about.
I'm very happy I came across this during my hunt for something regarding
this.
pics of viagra
یکشنبه 19 خرداد 1398 03:46 ق.ظ

Yes! Finally someone writes about %keyword1%.
how to get the best use out of viagra
شنبه 18 خرداد 1398 11:21 ق.ظ

Excellent write-up. I certainly appreciate this site. Keep it up!
gamefly free trial
جمعه 17 خرداد 1398 04:05 ق.ظ
I was wondering if you ever thought of changing the page layout of your
website? Its very well written; I love what youve got to say.
But maybe you could a little more in the way
of content so people could connect with it better. Youve got an awful lot of
text for only having one or two pictures. Maybe
you could space it out better?
gamefly free trial
دوشنبه 13 خرداد 1398 11:33 ب.ظ
Fabulous, what a weblog it is! This webpage gives valuable data to
us, keep it up.
gamefly free trial
یکشنبه 12 خرداد 1398 12:32 ب.ظ
Excellent beat ! I wish to apprentice while you amend your web site, how can i subscribe for a blog web
site? The account aided me a acceptable deal. I had been tiny bit acquainted
of this your broadcast provided bright clear idea
download minecraft pc
سه شنبه 24 اردیبهشت 1398 05:39 ب.ظ
Hi I am so thrilled I found your web site, I really
found you by accident, while I was looking on Google
for something else, Regardless I am here now and would just like to say thank you for a fantastic post and a all round entertaining blog (I
also love the theme/design), I don’t have time to read through it all at the
moment but I have bookmarked it and also added your RSS feeds, so when I have time I will be back to read much more, Please do keep up the great b.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30